183 : روژین عزیز آسمانی شد

چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت 13:46

بارها در وبلاگهایی که داشتم پیام تسلیت پدر ، مادر ، همسر ، برادر یا افرادی از خانواده دوستان مجازی را پست کردم

اما باورم نمیشد روزی درحالی که دستهایم میلرزد و اشک امانم نمیدهد پستی بنویسم در مورد سفر همیشگی یک دوست مجازی !

 گرچه کم کامنت میگذاشتم و چهره مهربانش را تا امروز ندیده بودم   اما جز اولین و محدود وبلاگهایی بود که از روز اول با اشتیاق دنبال میکردم

دکتر روژین عزیز ، (مهربانی شما چه رنگی ست ) پرنده پر قیچی ، به پرواز درآمد

مهربانی ، صبوری ، امیدواری و استقامت تو از یاد رفتنی نیست

پرواز به کامت دوستِ دوست داشتنیِ من

خدایا ،  گاهی دلت خیلی سنگ میشود ...

نظرات (26)
سه‌شنبه 16 خرداد 1396 ساعت 10:16
والا منم میخواستم تحریکت کنم بیایی ههههههه
شاد باشی عزیزم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قلقلک دادیا
کیا هستن ؟
شنبه 13 خرداد 1396 ساعت 14:52
اون عدد را انگلیسی و فارسی امتحان کردم قبول نکرد. وبلاگت دوسم نداره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تغییر دادم
شنبه 13 خرداد 1396 ساعت 13:15
میشه رمز پست بعدی را بدی ؟ اگه اشکال نداره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فرستادم
شنبه 13 خرداد 1396 ساعت 11:49
منم برای روژین خیلی غصه خوردم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم همینطور
کجایی دخترجان ؟هنوز در سفری؟
شنبه 13 خرداد 1396 ساعت 07:28
میشه رمزو داشت عایا؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همون پست قبل هست عزیزم
شنبه 13 خرداد 1396 ساعت 02:50
سلام،

اومدم اینجا که از شما تشکر کنم به خاطر پیامتون.

ممنون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . بزرگواری کردی عزیزم
روژین اونقدر دوست داشتنی بود که نبودنش برای همه دوستان مجازی سخته
امیدوارم روح روژین جان قرین رحمت و آرامش الهی باشه
و خدا به شما و پدر و مادر صبر و آرامش عطا کنه
چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت 00:27
نازلی عشقم کجایی دلوم پی دلته خوبی نازلی جان
امتیاز: 0 0
پاسخ:

همینجا . درحال انفجار
سه‌شنبه 9 خرداد 1396 ساعت 10:29
خدا رحمتش کنه
منم یک وبی میخوندم به اسم مروارید سپید
اونم سرطان سینه داشت
و یهو دیگه ننوشت
فقط ننوشت

خدا بیامرزه همه امونو
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آمین
یک دوست داشتم در وبلاگ اولم بنام رویا
اونم بیمار بود و ارتباطمون اونموقع از طریق فیس بوک و تلگرام ادامه داشت .وقتی گوشیم دزدیدن شماره رویا از دست دادم .اونم دیگه تو هیچگونه از شبکه ها و وبلاگش نبود
امیدوارم اون چیزی که فکر میکنم نشده باشه . ذهنم هنوز مشغولشه
سه‌شنبه 9 خرداد 1396 ساعت 10:14
خدا رحمتش کنه ..هرگز به وبلاگش نرفته بودم و باهاش آشنایی ندارم ..ولی می دونم انسان خوبی بوده که رفتنش خیلی ها رو ناراحت کرده ..روحش قرین رحمت الهی...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آمین زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه ای خواند و از صفحه رود
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت 13:44
از صمیم قلب متاستفم و امیدوارم به آرامش رسیده باشن.
من هم مثل بقیه ذهنم مشغول شد مایی که کسی از وبلاگمون خبر نداره...؟؟؟؟
نازلی جان خودت خوبی؟ خبری از خودت بده رفیق.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آمین
ممنونم عزیزم
واقعا
خوبم عزیزم .توچطوری
دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت 12:30
خدا بیامزرتشون :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آمین
دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت 08:24

چند سال پیش به دعوت یکی از دوستان وبلاگی، به گروهی دعوت شدم که روژین مهربان هم عضو بود. چه روزها و شب هایی داشتیم...می گفتیم، می خندیدیم، از خاطراتش می گفت، از نحوه درمانش ، از صبوری اش از مسافرت هایش...
چند روز قبل از پرواز ابدی اش باهاش حرف زدم، آخ روژین...پروازت به سلامت عزیز دلمممم،
داستان روژین واقعی بود...مهربانی اش رنگارنگ .....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پس به دوست خوب روژین تسلیت میگم
من فقط از طریق وبلاگ و کامنت با روژین جان در تماس بودم
مطمئنم به آرامش رسید
بعد تحمل اونهمه رنج
یکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت 09:55
چه تلخ، خدا رحمتش کنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آمین
شنبه 6 خرداد 1396 ساعت 16:36
سلام عزیزم بهت تسلیت میگم
این تجربه رو داشتم و برام خیلی سخت بوده فوت ی دوست مجازی
انشالله که در آرامش باشن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم عزیزم
آمین
شنبه 6 خرداد 1396 ساعت 11:47
خیلی نخونده بودمش تنها پست های اخرش رو میتونم بگم خوندم چند بار هم کامنت دادم که مرگ دشت خداست
الان فقط گریم گرفته و دیگه هیچی . به قول اقای پدر مایی که اشناها نمی دونند وبلاگ داریم اگر بمیریم کسی متوجه نمیشه
روحش شاد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آمین
منم اگر بمیرم عمرا کسی بفهمه
همین حالاشم واسه خیلی دوستای قدمی بی وفا مردم
شنبه 6 خرداد 1396 ساعت 09:04
من تو وبلاگ دکتر میم متوجه فوتشون شدم.. خیلی ناراحت کنندست. امیدوارم روحشون شاد باشه.
و شما و بقیه دوستان وبلاگ نویس سرتون سلامت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون عزیزم
آمین
پنج‌شنبه 4 خرداد 1396 ساعت 22:44
سلام
رژین رو نمیشناختم..
ولی یاد حادثه ی تلخ از دست دادن یکی از دوست های خوب وبلاگی ام شیرزاد طلعتی نویسنده ی وبلاگ مکتوب افتادم...
چقدرررر تلخ و غم انگیز بود اون روزا...
چقدر کاش و کاش و کاش داشتم...
امیدوارم از زندگیش لذت برده باشه این خانم..
امیدوارم لذت ببریم از زندگی هامون..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام وبلاگ کپمکتوب به این علت دیگه آپدیت نشد"؟!!!! چرا ؟
نمیدونستم
چه تلخ
آمین
پنج‌شنبه 4 خرداد 1396 ساعت 12:08
سلام.چگونه دوستان از فوت خانم روژِین مطلع شدن؟و چه کسانی گرداننده وب لاگ ایشون بودند؟و یا کامنت ها رو چک میکردن؟و جواب میدن. چون خبر فوت ایشون رو من توکامتت ها دیدم.وگویا ایشون ساکن خارج کشور بودن.هیچ اطلاعی ندارم.ولی یه نکته اضافه کنم.مسئله این خانم محترم و فوتشون رو فاکتور میگیرم.اما خاطر نشان میکنم به عنوان کسی که حداقل ده سال خاطره نویسی وبه قول عده لجن پراکنی میکنم.افرادی هستند که ملتی رو سر کار میذاشتن طرف در ایران شهرکرمان با جنسیت پسر خودش رو دختر معرفی کرد یه عمری کامنت جمع کرد بعد هم برای خودش شوهر درست کرد و تازه از اختلاف زنااشوئی حرف میزد/با هندزفری صدای زن هم با پسراو دخترا حرف زده بود.تا اخر سر لو رفت این قضیه حداقل مال 6 سال قبله.یکی دیگه میومد برای وبلاگ نویسا ترحیم درست میکرد.مردم فکر میکردن فلان و ب لاگ نویس تو جاده شما فوت کرده.عرض کردم قضیه فوت این خانم رو فاکتور بگیرید و لی در محیط مجازی خیلی مراقب احساسات ارزشمندتون باشید!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام .درسته .متاسفانه در فضای وبلاگ نویسی بازی کردن با بقیه و خلق کاراکترها و زندگی های خیالی زیاده .
روژین جان سالهاست وبلاگ مینوشت .خواهرشون از مدتها قبل رمز وبلاگ داشتن و فوتشون هم از طریق خواهرشون اعلام شد .گرچه دوستانی که با روژین تماس داشتن یا دیده بودنش خیلی زودتر خبردار شدن
چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت 22:13
سلام
من روژین رو نمی شناختم. اما این چند روزه تو خیلی وبلاگها دیدم که غزل خوبیهاش می نویسن. مطمئنم کسی که نام خوبی بین مردم ازش مونده، روحش هم در آرامشه.

تسلیت میگم عزیزم
امتیاز: 1 0
پاسخ:
ممنونم عزیزم
امیدوارم خدا روحش قرین رحمت کنه
مهربون و قوی بودنش همه دوست داشتن
چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت 19:18
من وبلاگش رو ندیده بودم و الانم نتونستم روی لینکی که گذاشتی کلیک کنم(جرات نکردم، می‌دونم که اذیتم می‌کنه). در یه همچین موقعیت‌هایی همیشه به پدر و مادر اون شخص فکر می‌کنم، اینکه چطوری می‌شه(مگه شدنیه؟) داغ فرزند رو تحمل کرد؟

برخلاف اسمی که روی این دوستی‌ها می‌ذاریم(دوستی‌ها مجازی) گاهی حس‌هامون خیلی واقعیه، خود اون دوست، مشکلات و شادی‎هاش برامون مهم می‌شه، پیوندی ورای دنیای مجازی و تکنولوژی شکل می‌گیره.

امید که روحش قرین رحمت و آرامش باشه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم به اولین چیزی که فکر میکنم اینموقع ها بازمانده ها هستن
راست میگی لویی خیلی از این ارتباطات اونقدر دلچسب و شیرینه که نمیشه گفت فقط مجازیه
آمین
چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت 18:04
چقد غم انگیز ...
ارامش واسش ارزو میکنم .خدا پدر و مادرشو صبر بده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آمین
چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت 17:35
یه جورایی شوکه شدم! مدتها بود نمیخوندمش و اصلا فراموشش کرده بودم... یادم نبود وبلاگ نویسا هم میتونن بمیرن. فقط...
ممکنه خیلیامون از دنیا بریم و هیچکس هم متوجه نشه. چرا که خیلیامون مینویسیم و امیدوارم هیچکس از اشنایانمون ندونه ما وبلاگ داریم... بعد از مرگ هم دیگه کسی نیست که بیاد توی وبلاگ و مثل رژین اعلام کنه.
یه دفعه فقط دیگه نمینویسیم...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم شوکه شدم
خیلی حالم بد شد .تقریبا هر پستش همون روز میخوندم
فکر میکردم ایرانه بخاطر همین دیگه ننوشته
آخرین بار پنجشنبه به وبلاگ سر زدم و امروز.......
منم امروز به این مساله فکر کردم
اگر یه روز مردم کسی خبردار نمیشه
چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت 14:52
فکر میکردم خبر داری.
ایران فوت کرد.
من همیشه از خودش نوشته هاش عاشقانه هاش انرژی مثبت میگرفتم.
روحش شاد.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
از سفرش خبردارت اما ازین اتفاق نه
آمین
چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت 14:29
نهههههههههههههههههههههه
کی این اتفاق افتاد ؟ چرا لینک درست نیست نازلی جان
نمیشه وارد وبلاگش شد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جمعه
لینک درسته سارا جون . اگر نمیشه از تو لینکهای کنار وبلاگ وارد شو
چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت 14:23
به جز اینکه از صمیم قلب بگم متاسفم و آرزوی آرامش برایش داشته باشم، کاری ازم برنمیاد خانم نازلی.
روحش شاد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آمین
چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت 14:19
سلام
خیلی وقت قبل از طریق همین وبلاگ چند پست بیشتر از خانم روژین نخوندم اگر اشتباه نکنم بیماری سختی داشتن
الان که این خبر دیدم واقعا ناراحت شدم اگر پدر و مادرشون در قید حیات هستن خداوند بهشون صبر بده بابت این داغ
چقدر چهره معصومی داشت روحش قرین رحمت الهی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
درسته روژین سالها بود با سرطان میجنگید
بله مادرو و پدر روژین در قید حیات هستن و اون خیلی نگران اونها بعد از خودش بود
امیدوارم خدا به تمام خانواده اش و همسر همراه و مهربونش صبر بده

این بخشی از اولین پستهای روژین در مورد پدر مادرشه :

۶ سال پیش وقتی‌ خبر سکته قلبی پدرم و عمل جراحی قلبش را شنیدم خواب و خوراک نداشتم تا خودم را به بالینش رساندم. شبانه روز پرستارش بودم . ترس از دست دادنش آن شبها و سالهای دیگر کابوس شبها یم بود. با یاد مهربانیها و صبوری های مادرم و تصور پیر شدنش شبها اشک میریختم و از خدا می‌خواستم من بمیرم و غم نداشتن انها را هیچوقت نبینم.
۲ سال پیش وقتی‌ خمّ شدن کمر پدرم، اشکهای مخفیانه مادرم، دعاهای شبانه و شکسته شدن لحظه به لحظه شان را دیدم فهمیدم چقدر خود خواه بودم. دیدن غم آنها از دردی که میکشم سنگینتر است . این‌بار دوست ندارم چیزی بدانند . می گذارم دلشان به بیدردی من خوش باشد.
من با اینکه عا شقانه وار دوستشان دارم تنها فرزندی بودم که بیشترین زجر و درد را به آنها بخشیدیم . کاش مرا برای آرزوی آن‌ سالها و خودخواهیم ببخشند .
دلم هوای لالایی دارد !
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.