223: به نام عمه !

چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت 14:12

1. حداقل سی سالی هست که من میخوام به مامان بقبولانم که آب خوردن در کاسه لذتبخش تر از لیوانه و  راه رفتن بدون دمپایی گاهی روی سرامیکهای سرد با ته دیگ سیب زمینی میتونه رقابت کنه ( گرچه بازنده میشه ) ، اما صد البته که ناموفقم ! 

 

2. نمیدونم چندنفر شما مثل من شامپو کف دست یا مستقیم روی سرتون میریزید ؛ اما از وقتی یکی از دوستان دوست جانمان گفتن که باید شامپو در کاسه ای با آب حل کنی بعد با کاسه روی سرت بریزی تازه فهمیدیم چقدر تفاوت بود بین سرشستن من و تکنیک اصلیش ! موها یکنوخت و خوب تمیز میشه و آسیب مواد شیمیایی کمتر میشه ً

3. سطح سواد من اونقدر بود که فکر میکردم ذرت کره ای همون ذرت مکزیکیه ! بعد فهمیدم بصورت بلال هست نه ذرت لیوانی و خب بخاطر دندونهام گفتم که نمیخورم اما اغفال شدم و دختر دایی جان سطح سواد منو بالا برد .جاتون خالی بلال شیری خوردم با کره و آویشن که تا موقع قرار گرفتن زیر سنگ لحد یادم نمیره .همدیگرو اغفالهای خوب خوب کنیم  . تازه یادم افتاد امسال انبه نخوردم و حسرتی به حسرتهام اضافه شد !

4.هلیا هم در رشته شنا  (امسال) و هم در المپیاد (پارسال) رتبه کسب کرده بود که خب مدرسه هفته گذشته برای دانش آموزان موفق سال قبل جشن گرفته . همیشه حس میکردم هلیا دختر من هست شاید بخاطر اینکه بارها این حس داشتم که اگر دختر داشتم باید الان همسن هلیا بود .بگذریم . وقتی روی سن رفته بود  برای گرفتن جایزه اش  گفت : من بابت موفقیتم از عمه ام تشکر میکنم که برای بار اول به من اعتماد کردن یاد داد و بهم اعتماد کرد . بعد مجری ازش خواست تعریف کنه. و هلیا از اون روزی گفت  که خواست از رنگهای من استفاده کنه و مادرش اجازه نداد (خب طبیعی هم بود ) بعد من یک دیوار اتاق کامل براش با کاغد پوشاندم و اجازه دادم روی دیوار و سر و صورت و لباسش رنگ بپاشه و بخنده و نقاشی کنه ..اونموقه شش سالش بود .با دیدن این ویدئو اشکهام گلوله گلوله پایین میومد .هیچووقت در اینمورد حرفی نزده بود و من اصلا فکرش هم نمیکردم در ذهنش این گذشته باشه ! و راستش هنوزم خیلی متوجه نمیشم موفقیتش الان دقیقا چه ربطی به اعتماد کردن من بهش داشت اما هرچی بود از من یک تصویر خوب در ذهنش یادگار مونده بود موقع دیدن ویدئو دریافت جایزه اش :

من

مامان هلیا

برادر جان

* عمه بودن دست کم نگیرید !   این اتفاق از اون جهت که برای اولین بارواژه " عمه  " در جهت مثبت ارزیابی شد قابلیت ثبت در گینس داره !

* قدرت محبت و درک بچه ها و معصومیت دنیاشون فرای تصور ماست . برخلاف تصور ما اونها خیلی خیلی بهتر از ما مسایل پیرامونشون درک میکنن . عشقو به بچه ها یاد بدید حتی اگر ندونسته و ناخواسته باشه مثل من !به امید روزی که  از قشنگی دنیاشون هیچوقت با بزرگ شدن کم نشه

*خب این ثابت کرد برای موفقیت بچه ها هزینه و حمایت پدر و تلاشهای مادر چندان کاربردی نیست ،  وقتی پای عمه ای در میان نباشد


نظرات (28)
شنبه 16 دی 1396 ساعت 14:32
شماره 2 اون موقع چربی موها رو از بین میبره؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چربی کامل از بین نمیبره اما سر دیرتر چرب میشه و تمام مو بطرو یکدست تمیز میشه
سه‌شنبه 23 آبان 1396 ساعت 18:35
بنداول عالی بود.تو کاسه اب خوردن.اخه مشکل منم هست خیلی حال میده پارچ هم ال میده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اره واقعا .اما لذت کاسه بیشتره
سه‌شنبه 23 آبان 1396 ساعت 10:02
سلام.خیلی جالب بود.خیلییی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
چی جالب بود؟
دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت 18:04
ممنونم بابت این پست.البته انتظار داشتم مطلبش بیشتر باشه ولی همینم خوب بود.امتحان میکنم .بازم متشکرم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش میکنم
دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت 18:41
سلام نازلی خوبم . بار اوله کامنت میذارم.
شما خودت خاله هستید؟
اگر خاله باشی معنای دوست داشتن واقعی رو بیشتر می فهمید دیگه این به چشم تون خیلی نمیاد که ذوق کنید نمیگم برادرزاده مهم نیست اما محبت خواهرزاده خالصانه و ماندنی تره کسی رابطه خاله و خواهرزاده رو چشیده باشه می فهمه برادرزاده و عمه رابطه شون خیلی مایه گذاشتن و لطف کردنه تا دیده بشن بین خواهرزاده و خاله چون کسی ذهن رو خراب نمیکنه و حرفی نیست اگه لطف و مایه هم گذاشته نشه باز همون خاله ست عمه باید خیلی کارها بکنه تا به چشم بیاد اونم اگه مثل زن داداش شما خوب باشه و عمه هم مثل شما مهربون باشه .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام نیوشا جان
هر دو شیرینه و خال بودن یکم شیرین تر
طبیعیه بچه ها با خاله خیلی بهتر از عمه هستن چون مادر بیش از پدر با بچه ها هست و تاثیر خیلی خیلی بیشتری روی احساس بچه نسبت به اطرافیان داره
دیده شدن عمه جهاد میخواد
دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت 17:28
:) اون بدون راه رفتن با دمپایی رو اگه تابستون باشه واقعا کِیف آوره...

دوغ خوردنتو کاسه سفالیو چرا نمیگی نازلی جان :/ ادمو میبره به قرن ها دورتر ازاینجا:))))
+شامپو؟! خب یعنی کف دست ریختنش منسوخ اعلام شد از جانب شما:/ ای داد بر این موهای ما...
+تبریک میگم موفقیت برادرزادتونو :))))) به به! معلومه آدم قدر شناسیه! خدا برات حفظش کنه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وای دوغ تو کاسه سفالی که آخرشه
نکن این ظلمو به موهات
ممنون عزیزم
یکشنبه 14 آبان 1396 ساعت 10:30
خب من بعد از مدتها اومدم بگم بنده لذت خاله شدن رو با هیچ چیز تو این دنیا عوض نمیکنم.
فکر کن تو محل کار من همه ساکت، سکوت مطلق سر همه تو سیستمشون من هر نیم ساعت یه بار بلند میگم عزیزدلم، خاله جونی قربونت برم عروسک و... دیگه همکارام عادت کردن.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وای عزیزم اونکه لذتش وصف نشدنی
انشااله نی نی خودت
یکشنبه 14 آبان 1396 ساعت 00:24
به تو میگن عمه ی نمونه. افرین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شنبه 13 آبان 1396 ساعت 13:12
چه پست خوشمزه ای بود. دیگه وبت داری از «گسی» در میاد.
عمه گی تون مستدااااام
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نوش جان
گسی جز لاینفک این وبلاگه
شنبه 13 آبان 1396 ساعت 10:12
درود بر عمه های نازنین همچون نازلی بانو
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون از شما
شنبه 13 آبان 1396 ساعت 09:12
من عمه نیستم اماعمه حودم هم زیاد مهربان نبود اما مامانم عمه خوبی هست بچه های خودم عمه خوبی ندارن اقای همسر فقط یک عمه دارن که عاشقش هستن با وجود اینکه 4تا خاله دارن من جای مامان هلیا بودم باید خوشحال هم میشدم قطعا حضور عمه نازلی در زندگی هلیا تاثیر گزاربوده
اگر عمه شدم عاشق برادزاده هایم خواهم بود بچه ها چون از دید پدر ومادر در ارتباط با اطرافیان قرار می گیرن بالطبع طرفدار خاله هستن
خدایا به همه ما قدرت بده عمه های خوبی باشیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پس یک خط در میان عمه خوب و بد دارین
هلیا با خاله کوچکش از همه صمیمی تره چون اون در سن نوجوونی هست و پا به پای هیجانات هلیا پیش میاد باهاش
مطمئنا عمه خوبی میشی .برادرزاده یا خواهر زاده فرقی نداره همه نوعی پاره تن آدمن
خدایا به ما قدرت بده انسانهای خوبی باشیم
شنبه 13 آبان 1396 ساعت 08:29
ایلیا هم بیشتر از واژه عمه استفاده میکنه.
شادم از نفوذ خانواده بر پسر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
این نشون یک مادر متعادله
نیستین دیگه استاد
جاتون خالیه
جمعه 12 آبان 1396 ساعت 20:42
سلام نازلی جان خوبی ؟ یه مدت سر نمیزدم دلم تنگ شده بود
آخ آخ آب خوردن با کاسه رو انقد دوست دارم
چه کار باحالی کردی واسه هلیا بی خود نیس یادش مونده
منم قبلا شامپو رو اینجوری مصرف می کردم دیگه حوصله ندارم بازم می ریزم کف دستم
عه منم ذرت کره ای نخوردم وسوسه شدم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مریم جان خوبی ؟
منم خیلی دوست دارم . خودم که اصلا یادم نبود اما انگار هیلا یادش مونده .
حوصله ؟ بابا چند ثانیه میشه به دقیقه هم نمیرسه که
عالیه امتحانش کن ذرت که بلال کردی روی اون کره بکش و بعد نمک و آویشن بزن و دوباره کره بکش و بعد با لیمو تازه بخور
وای دهنم آب افتاد
جمعه 12 آبان 1396 ساعت 20:30
منو باش توی همه ی بدبختی های زندگیم وقتی میخواستم نیمه ی پر لیوان رو ببینم به خودم میگفتم خب حداقلش اینه که من عمه نمیشم!!!
که خب مثل اینکه اینم به فنا رفت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کلا تمام معادلات زندگیت بهم ریخت
جمعه 12 آبان 1396 ساعت 15:59
هر ظرفی رو تصور بکنی من توش آب خوردم!

اون سوال خبیثانه نبود که! شوخی بود! پرسیدم و بلافاصله هر دوتامون زدیم زیر خنده.

من عمه نیستم ولی عمه م رو خیلی دوستش دارم! با این حال چون فعلا خودم خاله م طرفدار خاله هام!!!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اره میدونم شوخی کردم
نمیدونم چه حکمتیه خاله ها پیشتازن
البته دلیلش معلومه ها
مظلوم تاریخ عمه
جمعه 12 آبان 1396 ساعت 15:01
مجبور بودم می فهمین مجبوررررررررررررررر
به غیر از بشقاب چیزی دم دستم نبود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پنج‌شنبه 11 آبان 1396 ساعت 21:51
عمه ها به بهشت میروند
امتیاز: 1 0
پاسخ:
اصلا بهشت زیر پای عمه هاست
پنج‌شنبه 11 آبان 1396 ساعت 19:35
قبلنم گاهی از برادرزادت گفتی همیشه حس میکنم خیلی شبیه تو بشه وقتی بزرگ بشه رفتار و منشش . تو اگ مادر میشدی قطعا مادر خوبی بودی و ایشالا خواهی شد البته . و امیدوارم خدا بهت یه پسر قشنگ و صالح بده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم مینا جون
پنج‌شنبه 11 آبان 1396 ساعت 07:20
دختر سه ساله ام تو اتاقش داشت نقاشی می کشید، با خودم فکر کردم حالا که آروم نشسته و سرش گرمه منم برم و به کارام برسم. رفتم تو آشپزخونه و مشغول کار شدم.
وقتی کارم توم شد، اومدم یه سری بهش بزنم که با صحنه وحشتناکی روبرو شدم. تو تمام این مدت دخترم به جای دفترش، داشته روی در و دیوار اتاقش نقاشی می کرده!

منفجر شدم و شروع کردم به جیغ و داد. خم شده بودم و داد می زدم و تند و تند دستام رو تکون می دادم. حسابی که دعواش کردم، رفتم آشپزخونه و هر چی مواد شوینده و دستمال داشتیم آوردم و مشغول پاک کردن دیوار شدم. تند تند و با عصبانیت دستمال رو روی دیوار می کشیدم و همینطور هم به دعوا کردن دخترم ادامه می دادم. 
فایده ای نداشت، ماژیک ها پاک نمی شدند. 

نشستم روی زمین و به دیوار نگاه کردم. چندتا گل کشیده بود. خورشید و ابرهم کشیده بود، کنار تختش هم یه دختر کشیده بود که داشت می خندید. خیلی قشنگ نقاشی کرده بود.

برگشتم و به دخترم نگاه کردم که کنار در اتاق کز کرده بود و با چشم های خیسش منو نگاه می کرد. تا نگاش کردم اومد و چسبید به من. 
خدایا! من اشتباه کرده بودم. 

اون روز دوتا تصمیم مهم گرفتم : 

اولیش اینکه ماژیک ها، مداد شمعی ها و مداد رنگی ها رو بالای کمد گذاشتم که تو دسترس دخترم نباشه. هر روز یه ساعت با همدیگه نقاشی می کردیم و بعد اونا رو جمع می کردیم و میذاشتیم سر جاش.
دومیش هم این بود که روز های جمعه رو «روز جهانی نقاشی روی دیوار» اعلام کردم. جمعه ها من و دخترم می رفتیم توی حمام و با رنگ های قابل شستشو (رنگ انگشتی) روی دیوارها و زمین و حتی روی دست و پامون نقاشی می کردیم و بعد هم با آب می شستیمشون و یه دوش هم می گرفتیم و می اومدیم بیرون.

هنوز هم اون نقاشی روی دیوار هست. هر وقت نگاش میکنم یادم میاد که در رفتار با بچه ها باید به دوتا چیز دقت کنم:
 1. پیشگیری از بروز یه رفتار نا مناسب
 2. پیدا کردن به جایگزین مناسب برای اون رفتار
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعا هم همینه زهرا
بچه ها مثل یک کاغد سفیدن هرچی روشن نوشتی همونو تحویل میگیری
پنج‌شنبه 11 آبان 1396 ساعت 00:07
قلم خوبی دارید شماره گذاری می کنید و درباره همه مسائل حرف می زنید پست هاتون اکثرا کلی نیس درباره یک موضوع نیست بیشتر حالت تبادل نظر داره خیلی خوب است .
من تو این مدتی که وبگردی کردم -قلم خانم ماری البته منظورم کامنت هاشه دوست دارم وبلاگش مثل کامنت هاش نیس -خانم آبی از لحاظ تفکرات و منطق و اینکه تکلیف ش با خودش مشخصه زن پیچیده ای نیس دوست دارم -خانم اینک که ماشااااااااااااالله بزنم به تخته چشم نخوره هنر مثال زدنی وبلاگ نویسی اش من یکی رو کشته فوق العاده هنر قلم شان غیرقابل چشم پوشی است کامنترهای بنده خداها فکر میکردن نویسنده خل و ساده ست بعدها اثبات شد کامنترها خل و ساده ن نه نویسنده وبلاگ برعکس بود خوشگل می پیچوند -خانم عالی هم قلم نسبتا خوبی دارن اما شخصیت عصبی دارن وبلاگشان رفتم جرات کامنت گذاشتن نداشتم -خانم هما رستمی فوق العاده ن خیلی تحلیل هاشون پخته ست حرف بیخود نمیزنن و ادبیات متینی دارن - خانم ترانه طنز نویسی خوبی می شدند نوع نوشتارش انگار داره جوک تعریف میکنه منظورم وبلاگشه .البته من بیشتر این افراد رو فقط در وبلاگ اینک شناختم اون جا کامنت گذارها بیشتر می تونستند خودشان رو نشان بدهند حالا به پست شما ربطی نداره اما اول خواستم از قلم شما تعریف کنم یهو نام دوستان اومد البته نظر شما هم بدم نمیاد در این باره بدونم و اگر قلم دیگری است که نمیدونم بگید تا بخونم .
عمه در فرهنگ ما جایگاه حاشیه ای به خود گرفته خاله ها جایگاه اصلی دارن اگر از شما ارزیایی مثبت شد بدانید اولا: حتما خودشما خوب و مهربان بودید و با پدر و مادر هلیا میانه دوستانه ای داشتید دوما :هلیا هنوز سن زیادی ندارد و احتمال اینکه در بزرگسالی به سمت خانواده مادر کشیده شود زیاد است . من با عمه هام به دلایلی خیلی خودمانی نبودم و طبعا نمی تونم از فرزندم چنین توقعی داشته باشم که عمه حتما مثبت است .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون از لطف شما
بله کامنتهای خانم ماری در وبلاگ اینک خوندم و شناختی ازشون ندارم جز از طریق همون کامنتها که البته اسمش نمیشه شناخت گذاشت شاید بهتره گفت برداشت
خانم آبی و دیدگاهش و اینکه وقت میذاره برای نوشتن نظرات دوست دارم
وبلاگ خانم اینک میخوندم و یکبار اوایل کامنت گذاشتم اما بعد دیدم همون یکبارم صرف انرژی بیهوده بوده چون ایشون مسیر زندگیش خودش تعین کرده و باور داره و خب از نظر طرز فکر خیلی با هم متفاوتیم و مطمینا درک متقابلی از هم نداریم چون در دنیای متفاوتیم
نظرات خانم رستمی هم بسیار دوست داشتم گرچه تاحالا اینجا کامنتم نداشتم ازشون و بعید میدونم اینجارو بخونن.
اما ترانه ... ترانه قبل از آشنایی باهاش متفاوت تر از الان شناخته بودم و راستش وبلاگش نخونده بودم اما الان که بیشتر باهاش آشنا شدم یک چیز تحسین برانگیزی که در موردش دیدم اینه که بسیار منطقیه و کمتر درگیر احساساتش در برداشت از اتفاقات میشه این خصلت خوب میذارم کنار مهربونیش و خب نتیجه اینکه نمیشه این بشر دوست نداشت
قلم خیلی دوستان با وجود نوع نگارش متفاوت از نطر محتوا و مطلب دوست دارم دریک پست سعی میکنم نظرم درمورد بعضی وبلاگهایی که میخونم بنویسم
حرف شما درسته .احساس بچه ها به خانواده پدر یا مادر بستگی زیادی به رابطه اونا با مادرشدن داره خداروشکر صرفنظر از تفاوتها و اختلاف شسلیقه های اجتناب ناپذیر رابطه بین من ؛ پدر ومادر با عروسها و داماد دوستانه است و خب اونا هم رابطه خوب متقابلی ایجاد میکنن چون هیچ دلخوری تبدیل به کینه یا ...نمی کنیم و در موردش دوستانه حرف میزنیم
چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت 20:53
نازلی منم هنوز با کاسه آب میخورم
امتحان کنم ببینم فرقش چیه
ذرت کره ای ؟ نشنیدم
وای عزیزم چه صحنه رمانتیکی هلیا درست کرد حتما مامانش هم کلی حرص خورده بنده خدا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی کیف میده فاخته
من یه مدت دوران دانشجوی کوزه سفالی گرفته بودم وای که چه لذتی داشت آب خوردم با اون پیاله هاش
خب منم جای مامانش بودم ناراحت نشدم دیگه
چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت 20:48
1. عه!پس من تنها کسی نیستم که تو کاسه آب می خورم! ببینم نازلی! تو ملاقه هم آب می خوری؟!

2. من یکیشون! که شامپو رو تو دستم میریزم!

4. عزیزم! هلیا! مبارکش باشه.
آخ آخ آخ! چه صحنه ای بوده! ان شالله یه روزی بچه ت جلوی زن داداشت بگه موفقیتهام رو مدیون عمه م بودم؛ روز قبلشم تو و عمه ش حسابی به تیپ و تاپ هم زده باشید!
+ دیروز با پسرخواهرم که 12 سالشه حرف این بود که بعضی نوجوونها زود عاقل میشن و خوب و بد رو تشخیص میدن. بهش گفتم بذار یه سوال ازت بکنم ببینم تو به این حد رسیدی یا نه! بگو ببینم از بین خاله و عمه کدوم خوبه کدوم بد!!!! خخخ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ملاقه؟؟؟؟؟نه هنوز اونو امتحان نکردم .
وای تصورش کن من بودم حالم گرفته میشد حالا هرچقدر عمه جان دوست داشتم
سوالات خبیثانه نکن از بچه
معمولا نود درصد مواقع جواب خاله هست
هلیا هم با خاله اش بیشتر از من رفیقه چون اون کم سن و ساله و تو هیجانات هلیا بیشترسهیمه
چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت 19:22
واقعا باید شامپورو بریزی تو کاسه با آب حل کنی؟؟؟؟ وااااااقعاااااااااا؟

مورد آخر خیلی دلگرمم کرد آخه من فقط ی برادر دارم و خیلی استرس داشتم عمه بشم ی. شخصیت منفور ک دوسم نداره بچه داداشم:(((
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم نمیدونستم امیلی اما از وقتی این شیوه استفاده میکنم هم موهام یکدست تمیز میشه و هم دیرتر چرب میشه
همه چیز به رفتار خود آدم برمیگردم و همینطور رابطه با مادر اون فرزند
خصوصیت خوندم فردا جواب میدم عزیزم
چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت 17:41
2. چه خوب کردی این تکنیک رو به اشتراک گذاشتی من به شدت در زمینه مصرف شامپو بی حوصله و عجولم سریع تو کف دست می ریزم به مو میزنم از این روش بد هم دیدم روی موهام اثرات منفی گذاشت تا اینکه بهتر شدم با حوصله بیشتری شامپو میزنم اما این روش حل شامپو با آب حتما می تونه بهتر باشه.
4.بابت موفقیت های هلیا جان به عمه جانش تبریگ میگم من شخصا درباره عمه بودن نظرات خودم رو دارم شاید درست باشه یا نباشه معتقدم نوع رابطه عمه با زن داداشش خیلی روی برادرزاده اثر میذاره اگر رابطه مادر با عمه محبت آمیز باشه یا حداقل اختلافی بین شون نباشه برادر زاده نسبت به عمه دلسرد و بی تفاوت نیست کلیت به علت اینکه همه ی روابط زن داداش ها با خواهرشوهر گرم و عمیق نیست بچه ها هم خود به خود گرم و عمیق با عمه هاشون رابطه ندارن اخلاق عمه هم تاثیر داره واقعا در جامعه مشاهده کردم متاسفانه خودمم هم چشیدم که عمه ها به دلیل حسادت یا عدم علاقه به مادر(رابطه خواهر شوهر و زن داداش) زهر میریزن من از عمه هام خوبی صاف و زلال ندیدم از بقیه هم شنیدم که عمه ها خودشون باعث شدند در جهت منفی همیشه ارزیایی بشن پس شما خودت یه چیزی داشتی که در جهت مثبت ارزیایی شدی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اره عزیزم این روش خیلی بهتره امتحانش کن هم موها یکدست تمیز میشه هم شامپو کمتر استفاده میشه و هم مستقیم روی مو ریخته نمیشه .البته من از سرم دوفاز سینره هم استفاده میکنم و عالیه گفتم شاید به دردت بخوره
حرفت قبول دارم ناخودآگاه بچه ها به سمت خانواده مادری بیشتر کشیده میشن و در مورد خانواده پدری دقیقا درست گفتی روابط با مادر بچه خیلی مهمه اگر رابطه صمیمی نباشه ناخودآگاه محبت هم ببینه بچه باز خیلی روش اثر نمیذاره
ممنونم خیلی به من لطف داری
چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت 16:43
1- کاسه حتی بشقاب :)))))
2- من شامپو رو مستقیم نمی مالیدم رو سرم می گفتن درست نیست برا همین می ریختم تو دستم بعد دستمو می مالیدم به هم تا کاملا کفی شه کف دستم، بعد استفاده می کردم ؛)

4- خدا حفظش کنه هلیا خانوم رو. چقدررررر با محبت و حواس جمع. آفرین بهش.
گاهی بچه ها هستن که به ما یاد میدن.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مهناز بشقاب ؟؟؟؟؟؟؟؟ اینو دیگه نشنیده بودم مگه آب تو بشقاب جمع میشه؟ خوب اعتراف کنم بعد هندونه خوردن آبش تو بشقاب سرمیکشم
حالا این شیوه امتحان کن بنظرم بهتره
ممنونم عزیزم .آمین
چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت 15:28
نازلی مورد 1 و2 و3 رو بیخیال,مورد 4 اشکم رو درآوردخیلیییییی قشنگ و پر احساس بود.ایشالله همیشه تو زندگیش موفق باشه
(یه اعترافی کنم که خوشحالم اون لحظه من جای مامان هلیا نبودم)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی ترانه جون
انشااله که تمامی پدرمادرها همیشه شاهد موفقیت و سلامتی و پیشرفت بچه هاشون باشن .همینطور تو عزیزم
منم به حس خانم برادرم فکر کردم
دروغ چرا خبیثانه بود اما ذوق کردم اونم بهم گفت کوفت
چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت 14:26
سلام، خدا حفظشون کنه براتون نازلی جان. برادرزاده منم همینطوره و خاله هاش علنا بیان میکنن که مشکل دارن با این موضوع دقیقا من هم حس مادری دارم نسبت بهش. خیلی حس خوبی بهم دست داد از این پست
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم عزیزم
خدا برادرزاده شمارو هم حفظ کنه و تمام بچه های معصوم
چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت 14:25
سلام.اگه یه دختر داشتم فک می کنم الان ده باید حداقل سه سالش بود اما ندارمش......
ربطش اینه که یکی بهش اعتماد کرد و باورش کرد پس اونم خودشو باور کرد.
کاش منم یه دونه هلیا داشتم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره واقعا
کاش منم هلیا داشتم کاش ...
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.