X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

240 : چه اشخاصی را جذب می کنید ؟

سه‌شنبه 28 آذر 1396 ساعت 14:13

ما همیشه افرادی را جذب می‏کنیم که مانند ما اندیشیده و نیز رفتاری مانند خودمان دارند اما نه تنها دقیقا شبیه خودمان، بلکه بسیار بیشتر و شدیدتر از خودمان در آن رفتار و تفکرات زندگی خود را سپری می‏کنند. برای مثال اگر ما روزی ۵ بار غیبت کرده و دروغ می‏گوییم، فردی را جذب خواهیم کرد که روزی ۵۰ بار دروغ گفته و غیبت می‏کند. همچنین مثلا اگر ما تا اندازۀ ۲۰ نمره امیدوار به رحمت خدا هستیم، فردی را جذب می‏کنیم که به اندازۀ ۲۰۰ نمره به رحمت خدا اطمینان و یقین دارد.
پس در واقع افرادی را که ما ناخودآگاه جذب می‏کنیم، دقیقا همان بازگشت رفتار خودمان است که به صورت یک انسان در حضورمان ظاهر شده است. همان طور که بزرگان و مشاهیر جهان از قدیم گفته‏اند، انسانها و دوستان در واقع آینۀ رفتار ما هستند و دوستان می‏آیند تا ما خود را بشناسیم و جملاتی از این قبیل.  
از طرفی طبق ضرب المثل “موش داخل کاسۀ آدم وسواسی میرود”، همیشه حساسیت بیش از حد به یک مسئله یا امری مهم و یا حتی غیرمهم باعث کشاندن و جذب کردن آن مسئله به سمت خودمان است (به دلیل ترس از به وجود آمدن مسئله). برای مثال ما از مریضی می‏ترسیم و همیشه اولین کسی که مریضی خاصی را می‏گیرد، خودمان هستیم و در مورد جذب انسانها، مثلا ما از افراد دروغگو خیلی بدمان می‏آید و همیشه به خود می‏گوییم “من از آدمهای دروغگو حالم بهم می‏خورد” و بالاخره دوستی می‏یابیم که الهۀ دروغگویی است و یا همیشه با خود می‏گوییم “من از انسانهای خسیس بدمان می‏آید” و در واقع این بد آمدن ناشی از ترسِ گرفتار شدن در دام آنهاست و نتیجتا یک انسان که اصلا شلوارش جیب ندارد (!) نصیب ما می‏شود. پس در قدم اول ما با تفکر منفی و ترس از گرفتارِ انسانهایی با اخلاق ناپسند شدن، در واقع به آنها فکر کرده و با قراردادن آن تفکرات در هالۀ انرژی خودمان، آنها را جذب می‏نماییم.

همچنین یکی دیگر از عواملی که بعضی افراد بد (یا به اصطلاح مریض روحی) جذب ما می‏شوند، سرزنش‏های قبلی است که به دیگران کرده‏ایم (طبق قانون کارما). برای مثال دوست ما همسری دارد که بسیار بداخلاق و خشن است. او را سرزنش کرده و مثلا به او می‏گوییم “توباید در انتخاب همسر بیشتر دقت می‏کردی، این چه همسری است که انتخاب کرده ‏ای” و با این کار بومرنگ خود را به سمتی پرتاب می‏کنیم که باعث ناراحتی و دلخوری فرد می‏شود و باید منتظر بازگشت بومرنگ خود باشیم (زندگی بازی بومرنگهاست). چه بسا افرادی که در امر انتخاب دوست و یا همسر بسیار بیشتر از ما دقت کرده‏ اند اما باز هم گرفتار نوع مشکل‏ دار آن شده‏ اند (در راستای امتحان الهی).
البته هیچ کس گناهکار و مسئله‏ دار به دنیا نیامده است و آن دوستان و اطرافیان ناجور بوده ‏اند که وی را به راه خطا کشانده‏ اند، پس طبق گفتۀ لوییزهی، بهتر است فرد گناهکار را مریض بنامیم و بدانیم که یک مریض نیازمند درمان جسمی و روحی است.
چه کنیم تا آدمهای خوبتر را جذب کنیم؟
خیلی راحت است؛ خودمان خوب باشیم، همه را دوست داشته باشیم، به بدیهای افراد فکر نکنیم و اصلا از این نترسیم که نکند فردی با این اخلاق ناپسند نصیب ما شود و یا نکند دوستی با این مشخصات در زندگی ما قدم بگذارد. (همیشه بدانیم که ما آنقدر خوب هستیم که افرادی که شاید مریض باشند از همنشینی با ما درمان شوند. پس اصلا به همنشینی با افراد مریض فکر هم نکنیم) البته ناگفته نماند که خالق طبیعت به وسیله‏ های گوناگون گاهی افراد را امتحان می‏کند که این از دست ما خارج است.

نظر شما چیه ؟

نوشته:؟

نظرات (15)
جمعه 15 دی 1396 ساعت 21:48
چرا واقعا از رفتارهایی که متنفریم یا از چیزی می ترسیم بهمون میخوره یا سرمون میاد؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چون قانون طبیعت اینه انگاری
دوشنبه 4 دی 1396 ساعت 23:53
اون زیر یه ریز نوشتی نوشته: ؟
از کجا ادم بدونه نوشته ی تو نیست خب؟
خیلی متن خوبی بود کاملا موافقم باهاش

نه ولی جدای از شوخی موافق نیستم خب! سر جنگ چیه؟ من که اکثرا موافقم باهات!!! ولی اصن نمیدونم این داستانا چه ربطی به جذب ادما داره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ببین حالا چون من ننوشتم میگه موافقم
قبلا که به نمیدونمی چی چی قاطع مخالف بودی شما
با ما به از این باش برادر
دوشنبه 4 دی 1396 ساعت 09:44
نازلی جونم سلام
کجایی؟ نمینویسی؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هستم سحرجون
شنبه 2 دی 1396 ساعت 12:07
در پاره ای موارد هم به دلیل حساسیت زیاد روی جذب نکردنِ چیزی دقیقا جذبش میکنیم.

مثلا میگیم:ما از ادم شلخته خوشمان نمیاد...رقیقا یک شلخته نصیبمان میشه.میگن باید عکسش را بگیم.یعنی بگیم:ما از ادم های مرتب خوشمان میاد.اینطور بهتره.
در بعضی موارد هم که جزو استثنا و امتحان هست .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره همینه
منم از این تجارب زیاد داشتم
حالا هی بشینم فکر خوب کنم مگه جذب میشه لامصب
جمعه 1 دی 1396 ساعت 12:58
کاملا موافقم باهات. مخصوصا که کتاب راز رو هم دارم می خونم و دقیقا مصداق هاش رو توی زندگی خودم و اطرافیانم می بینم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به به دکتر جان نبودی چندوقت ؟
منم موافقم اما نه بطور مطلق
جمعه 1 دی 1396 ساعت 09:33
نمی دونم توی رفتارها و آدم ها باید بهش فکر کنم و دقت. اما برای درس خوندنم همیشه به شهرهایی که اصلا حاضر نبودم فکر کنم اونحاها قبول شدم برای کارشناسیسم این اتفاق افتاد. برای دکتری هم همینطور.

اصلا فکرشم نمی کردم همچنین شهرهایی بخواهم برم اما چون روزانه دولتی بودم هر دوتاشو رفتم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من بارها در زندگی تجربه کردم که از هرچیزی فرار کنم سرم میاد
شاید چون ناخوداگاه بهش انرژی میدیم
جمعه 1 دی 1396 ساعت 01:06
اولین بار پارسال بود فکر میکنم از وب آقای پدر اومدم وبت.‌‌.میخوندمت و میخونمت
فک کنم تا الان نظر نذاشتم.علاوه بر اینکه کلا در این زمینه(کامنت گذاری) تنبل هستم‌.هربار یک مطلبیتو میخوندم.ذهنم مشغول میشد و مانع از کامنت گذاری...


نمیدونم چرا امشب کامنتم اومد؟اون هم بی ربط به پستت!
انتهای کلام یلدات مبارک.روزگارت گرم و قلمت مانا.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نل جان
ببین چقدر خوبه بر تنبلی غلبه کردن
ممنونم عزیزم امیدوارم یلدای خوبی سپری کرده باشی وباز هم اینجا ببینمت
پنج‌شنبه 30 آذر 1396 ساعت 02:12
نظرم اینه که با هیچکدوم از حرفایی که زدی به ضرث قاطع اعتقادی ندارم!
خب اینهمه نظریه نوشتی یه بند هم نظریه ی غیر خرافی غیر روانشناسانه ی مینوشتی!
اخه چرا باید از پونه بدمون بیاد در لونه مون سبز بشه یا چه تضمینی وجود داره واسه جذب یکی مثل خودمون و کی گفته اگه خوب باشیم خوب ها جذبمون میشن؟
ای بابا...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کلا تو با من جنگ داری
غیرخرافی و غیر روانشناسانه ؟!!! مثلا چی
کجاش خرافه هست ؟ راستی این مطلب که نوشته من نیست
ای بابا
چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت 21:59
اتفاقا داشتم با خودم فکر میکردم چرا همیشه ادمهای داغون جذب من می شوند. شاید صحبتهای شما درست باشه. اخه تا امروز فکر میکردم خودم درست وحسابی هستم که شاید نباشم.....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سما جان این مطلب به این معنی نیست که آدم درست و حسابی نیستی عزیزم
ذهن ما اونقدر روی یکسری مسایل قفل میشه که جذبمون در اون زمینه ممکنه بالا ببره .حالا اون مساله میتونه از تکرار یک تجربه باشه
چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت 11:14
سلام بانو نازلی
بله درسته زندگی بازی بومرنگهاست و هرکس بازتاب عمل و فکر خودش رو میبینه اما نه به شیوه و زمانی که ما تعین کنیم
درمودرم قانون جذب هم بنظرم به هرچیزی که فکر کنی و از هر چیزی بترسی کائنات سرراهت قرارش میده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
کاملا درسته
چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت 08:15
خب معمولا هرکس یه اشتباهایی داره که به مرور زمان سعی درجبرانش داره . من یه مدت دقیقا درگیر همین طرز فکر شدم و دقیقا آدمایی به پستم میخورد که ازشون نفرت داشتم ، اما بعد ی مدت سعی کردم رو جمله ها و حرفای خودم بیشتر کارکنم . مثلا جای اینکه به دوستم بگم من از دروغ متنفرم ، بهش میگفتم دروغ واقعا ریشه علاقه هارو میخشکونه وای چقد خوبه که من وتو باهم صادقیم :) و به جرئت میتونم بگم که تاثیر کلمات به حدیه که طرف حتی اگر بدترین صفت ها روهم داشته باشه برای تو خوبه یا حداقلش اینه که ضرری بهت نمیزنه و الان زندگیم بهتره :) باتوجه به اینکه آدم جمعی هم هستم خیلی از مشکلام حل شد چون ترس از آدم ها باعث منزوی شدن میشه و نمیتونی اجازه بدی کسی بهت نزدیک شه .البته من" نزدیک شدنو "میگم فقط ن "خیلی نزدیک شدن"!!! چون خیلیا تفاوت این دوتارو نمیدونن !
درمورد اینم ک میگی فقط بازتابشو دیدی باید بگم که منم مثل تو فکر میکردم که چرا اینجوریه ؟؟چرا پس فقط من تو این دنیا زیر ذره بینم ؟؟اما بعد فهمیدم این به این علته که من کل پوست و گوشت زندگی خودمو می بینم و کل زیر و بمشو اما فقط از دور دارم زندگی بقیه رو می بینم و شاید خیلی جاها اون ها هم بازتاب کارشون رو دیده باشن و من اصن متوجه نشده باشم ! دنیای آدما متفاوته شاید یکی با از دست دادن کسی دردش بگیره و یکی با از دست دادن یک مداد رنگی همون حس دردو تجربه کنه ..دنیا مطابق با خودت بازتاب کارتو نشونت میده و خیلی وقتا هیچکس جز خودت متوجه نمیشه ..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کاملا درسته تاثیر کلمات بینظیره
طرز فکرت که خیلی پیشروتر از سنت هست رو دوست دارم امیلی
سه‌شنبه 28 آذر 1396 ساعت 21:42
فقط برای من سواله چرا زندگی برای بعضی ها بومرنگ نیست؟ هر چی بدی میکنن انگار نه انگار
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چون دنیا به کیسه بوکس هم نیاز داره
سه‌شنبه 28 آذر 1396 ساعت 15:48
حکمت زندگی
( برای چه زندگی میکنی؟)



براستی برای چه زندگی می کنیم؟ در یک کلمه باید گفت برای این زندگی می کنیم تا ببینیم که برای چه
زندگی می کنیم. به ھمین دلیل کسانی که این مسئله ذاتی را در خود و زندگی فراموش می کنند دچار
خود فراموشی و نسیان کامل می شوند و فقط در لحظه مرگ یک بار دگر به یاد می آورند که اصلاً برای چه
زیسته اند.
انسان تنھا موجودی است که فقط برای این امر خلق شده تا بفھمد که برای چه خلق شده است و
انسانیت انسان فقط مرھون و منوط به درگیری او به این مسئله است.
این سئوال ممکن است که ھرگز پاسخی نیابد و ھر چه که بیشتر ادامه یابد بی پاسخ تر شود ولی فقط
بواسطه این سئوال است که انسان بر جای خودش حضور دارد و از خود گم نمی شود. گمراھی انسان
چیزی جز فراموشی این سئوال نیست. سئوالی که موجودیت فرد را به چالش می کشد و این رویاروئی
با تمامیت حیات و ھستی خویش است. و اما آن کیست که این سئوال را از تو می پرسد که : برای چه
زندگی میکنی و اصلاً ھستی؟ بی تردید او خود تو نیست . پس او کیست؟ او خدای توست. پس کسی
که این سئوال را با خود ندارد خدا را ندارد و فراموش کرده است و لذا به خود فراموشی دچارشده است.
و لذا خودشناسی یک واقعه است و واقعه ای الھی در انسان .



از کتاب" دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 147
امتیاز: 0 0
پاسخ:
والا انگار زندگی میکنیم تا آخرش ببینیم ای دل غافل اصلا زندگی نکردیم
من خیلی اینو قبول ندارم مگر اینکه آدمی دوبار فرصت زندگی داشته باشه
ممنونم از نظر و بخشی از مطلب که گذاشتید
سه‌شنبه 28 آذر 1396 ساعت 15:00
"زندگی بازی بوم رنگهاست" :)
عجیب این قوانین صدق میکنن.
من دیر دوست پیدا میکنم. اما دوستی دقیقا هم فکر خودم :)
جذبم ضعیفه احتمالا:)))
اما واقعا حاله ی موج دور افراد رو احساس میکنم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من‌نمیدونم چرا این بیانیه برام یکطرفه کار میکنه
یعنی بازتاب فقط من میبینم
سه‌شنبه 28 آذر 1396 ساعت 14:53
دقیقا باهات موافقم به هر کسی که ایراد گرفتم دقیقا همون بلا ویا سرزنش گرفتار شدم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم دقیقا همینطوری اعظم جون .اما یکطرفه
برای بقیه که رفتار بدی با من میکنن اصلا بازتابی نمیبینم
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.